باران
سلام سالروز تولد ام ابیها فاطمه الزهرا دردانه ی خدا مبارک باد. بعضی ها فکر میکنند این روز فقط مخصوص بانوان است فقط کافی به یک مرد بگی عیدتون مبارک میگه عید ما هنوز نرسیده عید ما 13 رجب هست. فکر میکنند ما خانم ها اجازه میدیم تولد حضرت علی(علیه السلام) فقط برای آقایون باشه من به شخصه اجازه نمیدم در صورتی که روز تولد بانو فاطمه الزهرا (سلام الله علیها )میتونه برای آنها هم عید باشه ولی خودشون قبول ندارند. بگذریم خلاصه بر همه مبارک باشه. میدونم چند روزی از تقویم عقبم ولی امیدوارم که تبریک من رو هم بپذیرید. به امید ظهورش ..... برای آمدن منجی دعا کنید.. سلامی به لطافت بهار.. خیلی وقت بود که ننوشتم البته چیز های خوبی هم نمی نوشتم. با شروع فصل بهار یه حس خوبی به من دست داد خیلی وقت بود که روز ها برام یک رنگ شده بود ولی رنگ قشنگی داشت بهار آغاز زندگی یه جوونه ی کوچولو ی زیر خاک هستش که برای سر در آوردن از زیر خاک سعی میکنه که راست بایسته و خودش رو ثابت کنه وقتی که سرش رو میاره بیرون؛نگاهش رو که به بالا می ندازه می بینه که چقدر راه داره تا آسمون من هم کلی راه رو باید محکم بایستم تا بتونم خودم رو به خدا ثابت کنم.. و راهی به آسمون پیدا کنم راستی یه سوال بهار برای شما چه رنگیه؟؟؟ به امید ظهور یگانه منجی عالم و گرفتن حق مظلومان عالم و گرفتن حال ظالمان عالم. و برگزاری عزای محرم با حضور یگانه منجی عالم. خدایا فرج مولا را نزدیک بگردان. بهارتون پر از رنگ خدا انشاالله از درخت زندگی؛شکوفه بچینید و از رایحه ی آن لذت ببرید. سلام امروز فقط چند تا عکس میگذارم شاید بتوانم یادآوری کنم که امام حسین (علیه السلام)مخصوص به روز 10 محرم نیست... یا فقط دهه ی اول محرم ؛ محرم نیست یا برای بعضی ها فقط محرم... نیست... ((کل الیوم عاشورا و کل الارض کربلا)) امیدوارم که تونسته باشم به یادتون بندازم که هنوز 22روز از عاشورا میگذره.. اما ... .. . و در ادامه : خیلی جالبه آدم 26 نفر دوست در لینک ها داشته باشه ولی 1 دونه نظر داشته باشه ....!!!!!!! بازم خدا رو شاکرم که هستم و می بارم نمی دونی بدون ای دل که آن باران رحمت از تماس ابر پاک خود ندیدن با خدا دیدن پس از یک آذرخش عشق می بارد.. سعی میکنم با خود ندیدن و با خدا دیدن به اخلاق آقا و سرورم حضرت عباس (علیه السلام) نزدیک بشم.. بعد با برخورد آذرخش عشق حسین(علیه السلام) ببارم... ... .. . بعد از ظهر عید غدیر شروع شد..! سیاه پوش شدن خیابان ها و دل ها برای یک ماتم بزرگ مثل قرن ها پیش که بعضی ها توی غدیر خم دل هاشون سیاه شد به رنگ کینه تا جایی که راه داشتن با رنگ کینه همجا را زخمی کردن.. پشت در خونه.. توی محراب مسجد.. روی جگر.. و در نهایت روی زمین کربلا... با رنگ کینه چه زخم هایی که بر جا نگذاشتن.. هنوز که هنوزبعد از قرن ها سوز زخم هایشان از صدای زمین و آسمان به گوش میرسد.. الآن 10 روز است که از عاشورا می گذرد.. خیابان ها از سیاهی درآمده .. اما از دل ها خبر ندارم.. فقط میدونم توی این 10روز و بعد از اون تازه اول راه درد و سختی کشیدن حضرت زینب (سلام الله علیها) است... کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود... عزاداری هاتون مقبول درگاه حق سلام هفته پیش دوشنبه عید قربان بود .. عید قربان عید قربانی کردن ابراهیم برای خدا فرزندش را داد اسماعیل برای خدا جانش را داد هر دو ناراحت که چرا چاقو نمیبرد اما چاقو نیز ماموریت دارد تا نبرد... حرکت کنیم قیام کنیم برای خدا ... بد نخواهیم دید نفس مان را قربانی کنیم... خواسته نفسانی مان را قربانی کنیم و.. جام بندگی را سر تا پا نوش کنیم.... تا با طلب بندگی، زندگی کنیم سه شنبه ی نزدیک عید غدیر است.. عید ولایت عید سرپرستی اگر بندگی مان را به خدا ثابت کردیم برای خوشبختی در زندگی ولایت لازم داریم سرپرست لازم داریم آن وقت است که ولایت علی رو درک میکنیم.. و آرزوی آمدن صاحب الزمان (عج) رو مدام از خدا طلب میکنیم.. عید سعید غدیر، عید ولایت مبارک. سلام امیدوارم تولد آقای مهربونِ مهربونِ مهربونِ خودمون علی بن الموسی الرضا (علیه السلام) مبارک بوده باشه که حتماً بوده... یادتون نره که هر وقت دلتون برای آقا تنگ شد هر جا که باشید چشماتون رو ببندید و نائب زیاره باشید پاییز آمد من دیر آمدم.. (با ؛ بارش فروان برای آن هایی که یاد باران بودند) داشتم به پاییز فکر میکردم دو تا پرنده دیدم که روی سیم ها ی برق نشسته بودند کابل برق میزبان تعداد زیادی دسته های دوتایی پرنده بود. برگ هایی رو دیدم که زیر پا خرد می شدند و رهگذران از صدای خرد شدن آنها لذت می بردند. وبرگ هایی که با دیدن سرنوشت شان سخاوتمندانه خود را از بالای درخت به روی زمین پهن میکنند. چتر هایی رودیدم که در دست رهگذران لذت طلب منتظر بارش باران چشم به آسمان دوختند. ورهگذرانی که برای فرار از باران چتر در دست داشتند. پاییز فصل تنهایی,سردی,دوری و درد است. برای همین است که دیگه چیزی جز پیری برای زمستان نمی ماند... آمدن پاییز بر همه شمایی که گاه گاهی طعم خیس باران شدن را چشیده اید مبارک. سلام در روز هایی که سرنوشت ما رو رقم میزدند فهمیدم که این سرنوشت چیزی نیست جز راه هایی که رو به روی ما میگذارند اینجا هم باید خودمون راه رو انتخاب کنی باز هم حق انتخابی که خدا بهمون میده باز هم شخصیتی که خدا برامون در نظر گرفته راه ها رو باز بینی کن فکر کن وقت برای فکر کردن داری ولی نه زیاد.. آن وقت انتخاب کن انتخابی که سرنوشت تو رو رقم میزنه!! انشا الله که راه هایی پر از زیبایی و پر از خدایی برا یتان باز شده باشه انتخاب کنید خودتون.. به نام خداوند دانا ومهربان پسرکی در کوچه ها پرسه میزند در حالی که گاه گاهی شلوارش زیر پاهایش گرفته و تا افتادن پیش میرفت. موهایش ژولیده و پیراهنش سفید است اما سیاه دیده می شود و پاره. دست هایش کوچک است اما مانند دست های کودکان دگر نیست. زبر است زخم است زیبایی ظاهری ندارد زبر است زیرا کار کرده کار های سخت مردانه... زخم است زیرا شب ها بالشت سرش شده و سنگفرش خیابان های بالای شهر را نوازش کرده.. او در حسرت نوازش و آغوش مانده پسرک در حال قدم بر داشتن وامکان افتادن بادکنکی قرمز رنگ را در دست کودکی میبیند که با خوشحالی در پی دویدن است شعر میخواند و میخندد. و غرق در نوازش است. پسرک نگاهش را به آسمان میدوزد و هیچ چیز جز قطره اشکی نمیگوید. برای او منجی باید ظهور کند.. زیرا او اشک ریخت و با تمامی پاکی دلش بر خلاف ظاهرش از خدا وجود و ظهور منجی را خواست. تا دگر حسرت آغوش و نوازش را با خود به دنبال نکشد برایش این بار سنگین است او کودک است وتحمل همگام بودن با حسرت را ندارد. دعا کنید تا منجی بیاید. امروز جمعه است.... 









| Design By : nightSelect.com |

